دیه

همه چیز درباره دیه در قانون ایران

  • گروهی معتقدند كه دیه جنبه مجازات دارد و از جمله كیفرهای قانونی است؛ چون اولاً دیه در اسلام كیفر اصلی جنایت شبه عمد و خطایی است و اجتهاد در برابر نص نمی توان كرد.

 

نظام دیات در هر حال و جدا از بحث، در ماهیت حقوقی آن بخشی از قوانین كیفری را به خود اختصاص داده و سهم عمده‌ای در اشتغال سیستم كیفری كشور و تحمیل هزینه‌های سنگین بر بودجه دستگاه قضایی دارد.از این جهت شناخت زمینه‌های ارتكاب جرایم موضوع دیات و بررسی علل و ابعاد آن و سنجش میزان موفقیت قوانین و احكام صادر شده در برآورده كردن اهداف مورد نظر مقنن می‌تواند در سیاست‌گذاری‌ها و تدوین برنامه‌های اصلاحی و عالی دستگاه قضایی مؤثر قرار گیرد. اكنون درخصوص قانون دیات زمان آن فرارسیده است كه باور كنیم در عصر كنونی و با رواج ارزش‌های اخلاقی، اجتماعی و اقتصادی جدید رنگ و مفهوم دیگری پیدا كرده و اجتهادی دیگر را می‌طلبد.

دیه در لغت به معنی پرداخت خونبها و عقل آمده چرا كه با پرداخت آن نزاع و اختلاف بین طرفین كنار گذاشته می شود. ودر اصطلاح حقوقی، دیه مالی است که از طرف شارع برای جنایات تعیین شده است.

اصولاَ در جنایات غیر عمدی وارد بر جسم و جان انسان، دیه تعلق می­گیرد. در مورد جنایات عمدی گر چه اصل اولیه بر قصاص است ولی در مواردی که امکان قصاص وجود ندارد یا شخص آسیب دیده بر پرداخت دیه توافق نماید با شرایطی دیه پرداخت می شود.

ماهیت دیه

از جمله مسائلی كه در حقوق ایران وجود دارد اینست كه دیه چه جایگاهی دارد ؟ آیا دیه واقعاَ به مانند حدود و قصاص كه در ماده 12 قانون مجازات اسلامی بعنوان مجازاتهای اصلی آمده است مجازات و كیفر قانونی است یا جنبه جبران خسارت دارد و ماهیت آن دین می باشد ؟ قانون مجازات اسلامی بدون اینكه صراحتاَ به این موضوع اشاره كند احكام مخصوص دیه را برای محاكم معین نموده . ولی در این باره در بین حقوقدانان، فقها و قضات اختلاف نظر وجود دارد

 دیه در لغت به معنی پرداخت خونبها و عقل آمده چرا كه با پرداخت آن نزاع و اختلاف بین طرفین كنار گذاشته می شود. ودر اصطلاح حقوقی، دیه مالی است که از طرف شارع برای جنایات تعیین شده است.

 جبران خسارت بودن دیه

دیه جنبه جبران خسارت دارد و ماهیت آن دین می باشد چون اولاً، دیه در هر موردی خاص افزایش و كاهش می یابد اگر چه مقدارش معین است ولی در هر موردی ممكن است با مورد دیگر متفاوت باشد در حالیكه میزان مجازات متغیر نیست . ثانیاً دیه قابل عفو و اسقاط از جانب اولیای دم یا مجنی علیه است اما مجازات جنبه عمومی آن غلبه دارد و قابل عفو و اسقاط توسط مجنی علیه نیست مجازات جزو قواعد امری و نظم عمومی است و در واقع مجازات را حكم و دیه را حق می دانند . ثالثاً پرداخت دیه از جانب عاقله دلیل بر مجازات نبودن آن دارد چون مجازات جنبه شخصی دارد و نمی­توان بر دیگری تحمیل نمود.

ماده 313 قانون مجازات اسلامی: « دیه عمد و شبه عمد برعهده جانی است لكن اگر فرار كند از مال اوگرفته می­شود و اگرمال نداشته باشد از بستگان نزدیك او با رعایت الاقرب فالاقرب گرفته می شود… » در اینجا هم اگر مجازات بدانیم باید بعد از فرار، منتظر ماند تا اینكه فرد دستگیر شود و مجازات اعمال شود.

مجازات بودن دیه

گروهی معتقدند كه دیه جنبه مجازات دارد و از جمله كیفرهای قانونی است؛ چون اولاً دیه در اسلام كیفر اصلی جنایت شبه عمد و خطایی است و اجتهاد در برابر نص نمی توان كرد. ثانیاً در جرائم عمدی از این جهت كه مسئول پرداخت دیه، قاتل است دیه جنبه كیفر دارد و در جرائم خطائی محض چون عاقله عهده دار آن است دیه ماهیت جبران خسارت دارد لذا قانونگذار به تناسب جرم واقع شده، ماهیت آن را بیان میكند.

دیه جنبه جبران خسارت دارد و ماهیت آن دین می باشد چون اولاً، دیه در هر موردی خاص افزایش و كاهش می یابد اگر چه مقدارش معین است ولی در هر موردی ممكن است با مورد دیگر متفاوت باشد در حالیكه میزان مجازات متغیر نیست .

ثالثاً درعین حال كه با فوت محكوم علیه دیه ساقط نمی شود لذا دین است و جنبه مجازات بودن خود را هم دارد. رابعاً اصل بر كیفر بودن دیه است مگر در موارد خاصی من جمله 306 قانون مجازات اسلامی كه دیه در این موارد فاقد جنبه جزائی است به كیفر نبودنش اشاره شود.  برای نمونه: مادة 12 قانون مجازات اسلامی در بیان اقسام مجازاتهای اصلی دیه را هم آورده است. یا در ماده 303 قاتل در شبه عمد كه مسئول پرداخت دیه خودش می باشد می تواند تقاضای مهلت مناسب را از دادگاه بكند. یا ماده 232 آئین دادرسی کیفری كه آرای صادره از محاكم عمومی وانقلاب (امروزه دادگاه كیفری) اگر كیفری باشند قطعی هستند مگر در موارد ذیل: جرائمی كه طبق قانون مستلزم پرداخت دیه بیش از خمس دیه كامل است. طبق این ماده دیه كیفر است كه قابل تجدید نظر بودن یا نبودنش در این قانون آمده است و گرنه می بایست در قانون آیین دادرسی مدنی گنجانده می شد. خامساً قابل تغلیظ بودن دیه دلیل مجازات بودن آن است. اعتقاد آنها اینست كه مجازات قابل تغلیظ است. دیه هم طبق قانون ماده 299 تغلیظ میشود پس دیه مجازات است. در پایان بحث باید گفت: كه نظریه غالب اینست كه دیه ماهیتی دوگانه دارد یعنی هم مجازات است هم جبران خسارت- ولی نظری كه با واقعیات حقوقی و اصولی جامعه سازگارتر است دین بودن آن می باشد.

 فرآوری: هانیه اخباریه

بخش حقوق تبیان


منابع:

1-شامبیاتی، هوشنگ؛ حقوق جزای عمومی ج 2، تهران، انتشارات ویستار

2- گلدوزیان، ایرج؛ بایسته‌های حقوق جزای عمومی، تهران، جهاد دانشگاهی

3- نوربها، رضا؛ زمینه حقوق جزای عمومی، تهران، انتشارات کانون وکلای دادگستری، چاپ 1369

4- سایت وکالت

5- پژوهشکده باقرالعلوم

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *