دیوان عدالت اداری

حکم انفصال از خدمت چیست ؟ هدف مجازات انفصال از خدمت

  • انفصال از خدمت هنگامی مجازات کیفری محسوب می‌شود که در قوانین کیفری پیش‏بینی شده باشد، در این صورت رسیدگی به آن در صلاحیت محاکم عمومی است، لیکن اگر در آیین‌نامه‌ها یا مقررات اداری و استخدامی پیش‌بینی شده‌باشد مجازات اداری به شمار می‌رود.

 

معنای لغوی انفصال جدا شدن، جدایی و گسستگی می باشد. انفصال  از خدمت در اصطلاح به معنای؛ ممنوعیت کارمند از پرداختن به شغلی است که به مناسبت آن مرتکب جرم شده است.

 

این مجازات از درجه 7-6 است و برای مستخدم رسمی که مرتکب تقصیر اداری شده است در نظر گرفته می¬شود. اگر انفصال به صورت موقت باشد انفصال را موقت و گرنه انفصال دائم می‌نامند.

در حین انفصال، عنوان مستخدم دولت و کارمند دولت بر شخص منفصل صدق نمی‌کند مگر اینکه برابر مقررات استخدام پس از رسیدگی به نحوی از انحاء ایام خدمت رسمی محسوب شود.

هدف مجازات انفصال از خدمت

مجازات‏هایی مثل انفصال از خدمت، بی آنکه فاقد خصوصیت شدت و سختی برای بزهکار باشند کوشش دارند تا از نظریه پیش‏گیری عام و خاص بزهکاری تبعیت کنند، طبق این نظریه، هر گونه اقدامی که ناظر به پیش گیری از جرم در جامعه است، در عین حال مجرم را از ارتکاب بزه جدید باز می¬دارد و او را برای جایگزینی در اجتماع آماده می‌سازد.

اما هدف مهم از ممنوعیت شغلی، پیشگیری از تکرار جرم است، این مجازات با برکنار ساختن برخی از اشخاص از مشاغلی که فعالیت‏های مجرمانه آن‏ها را تسهیل می‌کند، بیش از همه به اقدامات تامینی شباهت دارد.

انواع مجازات انفصال از خدمت

انفصال از خدمت هنگامی مجازات کیفری محسوب می‌شود که در قوانین کیفری پیش‏بینی شده باشد، در این صورت رسیدگی به آن در صلاحیت محاکم عمومی است، لیکن اگر در آیین‌نامه‌ها یا مقررات اداری و استخدامی پیش‌بینی شده‌باشد مجازات اداری به شمار می‌رود. مجازات انفصال از خدمت به دو صورت قابل فرض است:

الف: قطع رابطه استخدامی به صورت دائم: منظور از انفصال دائم منع اشتغال مستخدم رسمی دولت بخدمت دولت برای همیشه می‌باشد. اگر کارمند و یا مأمور دولت به طور دایم از اشتغال به سمتی منع شده باشد دیگر  نمی‏تواند به همان سمت منصوب شود، اما استخدام او در سایر کار‏های دولتی بلا مانع است، لیکن در صورتی که از اشتغال به کلیه مشاغل دولتی محروم شود، استخدام او حتی برای سمت یا شغل دولتی دیگر نیز ممنوع می‏شود. پس خود این نوع انفصال را می توان به نوبه خود به دو گروه تقسیم کرد.

طبق ماده‌ی 1 قانون تشدید مجازات در صورتی كه شخص كلاهبردار بر خلاف واقع عنوان یا سمت قوای سه گانه را اخذ كرده باشد یا جرم کلاهبرداری را از طریق وسایل ارتباط جمعی انجام داده باشد، علاوه بر رد اصل مال بر صاحبش به حبس از 2 تا 10 سال و انفصال ابد از خدمات دولتی و پرداخت جزای نقدی معادل مالی كه اخذ كرده است محكوم می‌شود.

• انفصال دائم از تمام مشاغل دولتی: با اجرای این نوع مجازات، فرد پس از محكومیت، حق اشتغال در هیچ یك از مشاغل دولتی را نخواهد داشت همانطور كه مواد قانون تشدید مجازات مرتكبین ارتشا و اختلاس وكلاهبرداری نیز به آن اشاره می‌كنند:

طبق ماده‌ی 1 قانون تشدید مجازات در صورتی كه شخص كلاهبردار بر خلاف واقع عنوان یا سمت قوای سه گانه را اخذ كرده باشد یا جرم کلاهبرداری را از طریق وسایل ارتباط جمعی انجام داده باشد، علاوه بر رد اصل مال بر صاحبش به حبس از 2 تا 10 سال و انفصال ابد از خدمات دولتی و پرداخت جزای نقدی معادل مالی كه اخذ كرده است محكوم می‌شود.

در مورد ارتشا نیز ماده 3 همان قانون برای مرتشی در صورتی كه در مرتبه‌ی مدیر كل یا هم طراز مدیر كل یا بالاتر باشد و یا چنانچه قیمت مال یا وجه مأخوذه بیش از یك میلیون ریال باشد، به عنوان تتمیم مجازات، انفصال دائم از خدمت را تعیین كرده، ماده 44 تشكیل یا رهبری شبكه‌ی فعال در زمینه ارتشاء و اختلاس و كلاهبرداری را مستوجب انفصال دایم از  خدمات دولتی دانسته.

در رابطه با اختلاس، تبصره 2 ماده 5 برای كاركنان و كارمندان دولت و … كه بیش از مبلغ 50 هزار ریال اختلاس كنند و یا عمل اختلاس را توأم با جعل سند انجام دهند مجازات انفصال دایم از خدمت مقرر داشته، و ماده 66 شروع كننده‏گان به اختلاس را در صورتی كه در مرتبه‌ی مدیر كل یا بالاتر باشند به همین مجازات محكوم كرده است.

• انفصال دایم از بعضی مشاغل دولتی: آن دسته از ضابطین دادگستری که به شکایت اشخاصی را که بر خلاف قانون حبس شده اند استماع نکنند، یا به آن ترتیب اثر ندهند به انفصال دایم از همان سمت و محرومیت از مشاغل دولتی به مدت 3 تا 55 سال محكوم خواهند شد.

همچنین مقامات قضایی که بر خلاف قانون قرار توقیف یا بازداشت كسی را صادر نمایند، به مجازات انفصال دایم از سمت قضایی و محرومیت از مشاغل دولتی به مدت 5 سال محکوم می¬شوند و برای مقاماتی كه شكایتی نزد آنها برده شود و به آن ترتیب اثر ندهند انفصال دایم از شغل قضایی در قانون پیش بینی شده است.

بر اساس ماده 606 ق.م.ا رؤسا یا مدیرانی كه پس از اطلاع از وقوع جرم ارتشاء یا اختلاس یا تصرف غیر قانونی، مراتب را به مراجع صلاحیتدار قضایی یا اداری اعلام ننمایند، علاوه بر حبس از 6 ماه تا دوسال، به انفصال موقت از 6 ماه تا 2 سال محكوم خواهد شد.

در همین راستا ماده 643 ق.م.ا بیان می¬دارد:« هر كس عالماً زن شوهر دار یا زنی را كه در عده‌ دیگری است برای مردی عقد نماید به حبس از شش ماه تا سه سال یا از سه میلیون تا هیجده میلیون ریال جزای نقدی و تا (74) ضربه شلاق محكوم می‌شود و اگر دارای دفتر ازدواج و طلاق یا اسناد رسمی باشد برای همیشه از تصدی دفتر ممنوع خواهد گردید.»

ب: انفصال موقت از مشاغل دولتی: برابر ماده 124 لایحه قانونی استخدام کشوری مصوب 31/3/45 حال انفصال موقت وضع مستخدمی است که موجب حکم قطعی دادگاه اداری یا کیفری اصالتا یا تبعا برای مدت معینی از اشتغال به خدمت معینی ممنوع است. درصورت انفصال موقت فرد پس از اتمام محكومیت می‌تواند به شغل قبلی خود بازگردد. مثلا ماده 576 ق.م.ا سوء استفاده و جلوگیری از اجرای قوانین توسط صاحب منصبان ومستخدمین و مأمورین دولتی را مستوجب مجازات انفصال از خدمات دولتی از یك تا 5 سال دانسته و ماده 601 ق.م.ا عدم پرداخت حق الزحمه افراد، پس از به حساب دولت آوردن هزینه ها را باعث انفصال موقت از سه ماه تا 3 سال می¬داند.

همچنین بر اساس ماده 606 ق.م.ا  رؤسا یا مدیرانی كه پس از اطلاع از  وقوع جرم ارتشاء یا اختلاس یا تصرف غیر قانونی، مراتب را به مراجع صلاحیتدار قضایی یا اداری اعلام ننمایند، علاوه بر حبس از 6 ماه تا دوسال، به انفصال موقت از 6 ماه تا 2 سال محكوم خواهد شد.

ماده 725 ق.م.ا بیان میدارد: « هر یك از مأمورین دولتی كه متصدی تشخیص مهارت و دادن گوهینامه رانندگی هستند اگر به كسی كه واجد شرایط رانندگی نبوده پروانه بدهند به حبس تعزیری از 6 ماه تا 1 سال و به 5 سال انفصال از خدمات دولتی محكوم خواهد شد…».

انفصال از خدمت به عنوان حكم تكمیلی

با توجه به اینكه حتی مجازات‏های تكمیلی و تتمیمی نیز باید تابع اصل قانونی بودن باشند، نمی‌توان هر مجازاتی را ولو اینكه جنبه‌ی تأمینی داشته باشد، جزء مجازاتهای تكمیلی محسوب كرد. اما در مورد مجازات انفصال از خدمت علاوه بر اینكه این مجازات جنبه‌ی تتمیمی احكام را دارا بوده و معمولاً در پایان مجازات‏ها و علاوه بر مجازات اصلی در قانون گنجانده شده، بند 2 ماده 288 نیز بیان می‌كند: « دادگاه با توجه به اوضاع و احوال محكوم علیه و محتویات پرونده می تواند اجرای دستور یا دستور‌های ذیل را در مدت تعلیق از محكوم علیه بخواهد و محكوم علیه مكلّف به اجرای دستور دادگاه می‌باشد. خودداری از اشتغال به كار یا حرفه معین …» و همچنین تبصره 3 ماده 38 به قاضی اجازه داده تا ضمن صدور حكم آزادی مشروط شرایطی را در حكم قید كند كه یكی از این شروط « خودداری از اشتغال به شغل خاص» می‌باشد.

در برخی موارد دادگاه قبل از صدور حکم درباره موضوع مورد اتهام فرد را برای مدتی از خدمت عمومی معلق می‌کند. این تعلیق فرد بعکس انفصال جنبه مجازات ندارد.

نوشته های مشابه

‫4 دیدگاه ها

  1. با سلام آیا می توان کارمندی را بدون ارایه حکم قضایی یا اداری از حضور در محل کار ممانعت کرد.؟ دوم آیا حکم تعلیق موقت برای زمان نا معلوم قانونی است؟

  2. باسلام
    من پس ازاتمام دوره انفصال موقت درخواست برگشت به کاردرشهرداری دادم ولی قبول نمیکنند.آیاراهکارقانونی برای برگشت به کاروجوددارد.درضمن تعدادی ازهمکاران باشرایط من بعداتمام دوره انفصال برگشته اندومشغول به کارشده اند.

    1. سلام بنده کارمند رسمی با سابقه ۱۷ سال بموجب احکام مراجع قضایی به انفصال دائم از خدمات دولتی محکوم شده‌ام . سوال :آیا به بنده سنوات خدمت تعلق می‌گیرد؟

  3. سلام. اینجانب در سال 87 به دو سال انفصال از خدمت محکوم شدم. حال سوال این است که ایا پس از گذشت 8 سال از پایان دوره ی انفصال از خدمتم میتوانم درخواست بازگشت به شغل قبلی را داشته باشم؟ با توجه به اینکه محل خدمتم بانک ملت بوده در صورت مثبت بودن پاسخ به چه اداره ای باید رجوع کنم؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *