حقوق جزادانستنی های حقوق

قرار ممنوعیت خروج از کشور چیست و چگونه اجرا می شود

  • با توجه به اهمیت و دلایل جرم دادگاه می‌تواند علاوه بر موارد مذکور در ماده قبل قرار عدم‌خروج متهم را از کشور صادر نماید. مدت اعتبار این قرار شش‌ماه است و چنانچه دادگاه لازم بداند، می‌تواند هر شش‌ماه یک‌بار آن را تمدید نماید. این قرار پس از ابلاغ ظرف مدت 20روز قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر استان می‌باشد.

 

ممنوعیت خروج افراد از کشور از جمله قرارهایی است که در پروندههای کیفری صادر میشود. پس از صدور این قرار٬ متهم حق خروج از کشور را از دست میدهد.

 

به موجب اصل قانونی بودن مجازات٬ هیچ کس را نمیتوان به عنوان مجازات از حقوق خود محروم کرد مگر آنکه در قانون این موضوع پیشبینی شده باشد.

در حال حاضر٬ تنها ماده 133 قانون آیین دادرسی کیفری٬ در خصوص منع خروج افراد از کشور وجود دارد و سایر قوانین٬ به موجب ماده 308 قانون آییندادرسی کیفری لغو شده است. به منظور تضمین حضور متهم در مراحل مختلف تحقیقات مقدماتی، محاکمه و اجرای حکم، مرجع تحقیق همواره با توجه به‌شدت جرم و خسارت مورد ادعای مدعی خصوصی نسبت به صدور قرارهای تامین کیفری مقرر در مواد 132 و133 قانون آیین دادرسی کیفری 1378 اقدام می‌نماید. قرارهای مذکور به نحوی سبب تحدید یا سلب آزادی متهم شده و خلاف اصل برائت می‌باشند لذا براساس اصل انحصاری بودن

قرارهای تامین که یکی از اصول حاکم بر آیین دادرسی کیفری جهت برقراری یک دادرسی عادلانه است، قانونگذار تعداد قرارهای مذکور را احصا و حتی شرایط صدور آنها را تشریح کرده است. یکی از قرارهای تامین، قرار عدم خروج از کشور است. مقنن در قانون آیین دادرسی کیفری 1378 در ماده 133 به این قرار اشاره نمود: «با توجه به اهمیت و دلایل جرم دادگاه می‌تواند علاوه بر موارد مذکور در ماده قبل قرار عدم‌خروج متهم را از کشور صادر نماید. مدت اعتبار این قرار شش‌ماه است و چنانچه دادگاه لازم بداند، می‌تواند هر شش‌ماه یک‌بار آن را تمدید نماید. این قرار پس از ابلاغ ظرف مدت 20روز قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر استان می‌باشد.» موارد قابل توجهی که از قرائت این ماده به ذهن می‌رسد این است که اولا جرمی، منجر به صدور قرار فوق می‌شود که به صراحت قانون پراهمیت باشد یعنی قرار ممنوعیت خروج از کشور تنها در جرایم مهم صادر می‌شود، ثانیا دلایل ارایه‌شده نیز باید در حدی باشد که ارتکاب بزه را به متهم توجیه کند، فی‌الواقع برای صدور قرار مذکور اهمیت جرم و شدت دلایل به صورت توامان باید مدنظر قرار گرفته شوند، ثالثا این قرار به عنوان یک قرار مستقل احصا نشده بلکه علاوه بر قرارهای تامین معمول حسب مورد صادر می‌شود بنابراین می‌تواند متعاقب اخذ یکی از تامین‌های کیفری مذکور در ماده132 قانون آیین‌دادرسی کیفری1378 باشد یا به دلیل بیم از خروج متهم از کشور و عدم‌دسترسی به او به صورت علی‌الحده صادر شود، در همین راستا این قرار را می‌توان قبل از ابلاغ به متهم به‌موقع اجرا گذاشت و صدور آن منوط به حضور متهم نیست. علاوه بر تصریحات قانونی گفته شده برای تعیین گستره اعمال قرار عدم خروج از کشور باید به مواد 16 و 17 قانون گذرنامه مصوب1351 اشاره کرد که طبق این مواد چهارگروه از اشخاص از حق داشتن گذرنامه برای خروج از کشور به طور موقت محروم می‌شوند که عبارتند از:

با توجه به اهمیت و دلایل جرم دادگاه می‌تواند علاوه بر موارد مذکور در ماده قبل قرار عدم‌خروج متهم را از کشور صادر نماید. مدت اعتبار این قرار شش‌ماه است و چنانچه دادگاه لازم بداند، می‌تواند هر شش‌ماه یک‌بار آن را تمدید نماید. این قرار پس از ابلاغ ظرف مدت 20روز قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر استان می‌باشد.

1-کسانی که به موجب اعلام کتبی مقامات قضایی حق خروج از کشور را ندارند همان افرادی هستند که برای آنها قرار ممنوع‌الخروجی از جانب دادگاه صادر شده است.

2- کسانی که در خارج از ایران به سبب تکدی یا ولگردی یا ارتکاب سرقت و کلاهبرداری یا به هر عنوان دیگر دارای سوء شهرت باشند.

3- کسانی که مسافرت آنها به خارج از کشور به تشخیص مقامات قضایی مخالف مصالح جمهوری اسلامی ایران باشد.

این بند بسیار عام است و با توجه به اصل انحصاری بودن قرارهای تامین قانونگذار باید به گونه‌ای به تدوین مواد قانونی بپردازد که قضات با تفسیر موسع در تحدید آزادی متهمان بسط ید نداشته باشند. علاوه بر این عبارت «مخالف مصالح بودن» عبارتی ابهام‌آلود است و مقنن باید موارد خلاف مصلحت را که می‌تواند گستره شمول وسیعی داشته باشد، مشخص کند.

4- بدهکاران قطعی مالیاتی و اجرای دادگستری و ثبت اسناد و متخلفان از انجام تعهدات ارزی. به موجب ماده 17 قانون گذرنامه دولت می‌تواند از صدور گذرنامه ممانعت کند و منظور از واژه دولت همه مجموعه نهادهای حکومتی از جمله واحد اجرای احکام کیفری موضوع ماده 34 آیین‌نامه قانون اصلاحی قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب مصوب1378 در ارتباط با وظایف آنها باشد.

5- افرادی که اخذ گذرنامه و خروج از کشور آنها به اراده فرد دیگری محول شده است، اطفال زیر 18سال و زنان شوهر‌دار زیر مجموعه این گروه هستند. در مورد اطفال این حکم منطقی است و آنها به اجازه پدر یا قیم قانونی خود نیاز دارند. اما در مورد زنان شوهردار متاسفانه یک حق کلی به شوهر داده شده که می‌تواند بدون دلیل و صرفا با اعلام کتبی به اداره گذرنامه از خروج زن جلوگیری کند. بهتر است که این موضوع مورد اصلاح قرار گیرد و شوهر با درخواست کتبی از دادگاه و براساس دلایل موجه بتواند از خروج همسرش جلوگیری کند تا راه بر هرگونه سوءاستفاده بسته شود.

صدور قرار ممنوع‌الخروجی باید براساس تصمیم مقام قضایی باشد و قراری است که از دادگاه صادر می‌شود. این قرار بعد از صدور قابلیت بازبینی دارد، هر چند در ماده133 مقررشده که این قرار پس از ابلاغ ظرف مدت 20 روز قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر استان است، اما پس از احیای دادسرا در سال 1381، هم اکنون علاوه بر دادگاه، بازپرس و دادیار نیز می توانند به عنوان مرجع تحقیق اقدام به صدور این قرار کنند

مراجع صالح و نحوه اجرا:

صدور قرار ممنوع‌الخروجی باید براساس تصمیم مقام قضایی باشد و قراری است که از دادگاه صادر می‌شود. این قرار بعد از صدور قابلیت بازبینی دارد، هر چند در ماده133 مقررشده که این قرار پس از ابلاغ ظرف مدت 20 روز قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر استان است، اما پس از احیای دادسرا در سال 1381، هم اکنون علاوه بر دادگاه، بازپرس و دادیار نیز می توانند به عنوان مرجع تحقیق اقدام به صدور این قرار کنند اما در مقابل این قرار به عنوان یکی از قرارهای قابل اعتراض «بازپرس» در بند «ن» ماده 3 قانون تشکیل دادگاه عمومی و انقلاب ذکر نشده است. با وجود این سکوت قانونی باید دانست که اقتضای محدود کردن حق آزادی آمد و شد اشخاص در اثر صدور این قرار ایجاب می کند قرار صادره توسط بازپرس نیز از سوی متهم قابل اعتراض باشد. حال در صورت اعتراض باید دید مرجع رسیدگی به اعتراض کجاست. نظر به اینکه مرجع رسیدگی به اعتراض ذینفع به قرارهای نهایی بازپرس و نیز قرارهای نهایی دادسرا یا موارد اختلاف بین بازپرس و دادستان حسب مورد دادگاه عمومی جزایی یا دادگاه صالح مربوط است و با توجه به اینکه نظر قانونگذار همواره بر رعایت سرعت در رسیدگی به اعتراض به قرارهای بازپرس یا حل اختلاف میان او و دادستان بوده و نخواسته است که برای این امور پرونده از هر نقطه ای از استان به مرکز استان و دادگاه تجدیدنظر آن ارسال شود و با عنایت به رای وحدت رویه شماره694 مورخ9/8/85 که اذعان می دارد «مطابق اصول کلی و روح حاکم بر آیین دادرسی کیفری، تصمیمات دادسرا در دادگاهی که آن دادسرا در معیت آن انجام وظیفه می نماید قابل اعتراض باشد…» مرجع رسیدگی را نمی توان دادگاه تجدیدنظر استان دانست بلکه مرجع تجدیدنظر حسب مورد دادگاه عمومی جزایی یا انقلاب محل است.

برای صدور حکم ممنوع الخروجی در پارهای از جرایم مهم٬ معمولا از طریق مقامات قضایی صورت میپذیرد و در بعضی از موارد نیز بیم آن میرود که مجرم از کشور خارج و از اجرای مجازات خود فرار کند که در این صورت حکم ممنوعالخروجی مجرم صادر میشود.

بنابراین منع خروج از کشور به صورت قرار صادر میشود و هدف از آن جلوگیری از فرار متهم و دسترسی آسان به وی میباشد. با این وجود٬ برای حفظ حقوق شهروندان٬ امکان اعتراض به این قرار در قوانین پیشبینی شده است.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *